# ژانرهای محبوب

رمان غرور هم شکستنی است | Meli25 0

تاریخ : ۳ تير ۱۳۹۶ - 02:10 بازدید : 8944 بار
رمان غرور هم شکستنی است | Meli25

خلاصه رمان :

غرور، عشق، غیرت، حسادت، ظلم، گناه، وسوسه، هوس، لجبازی، هیجان نفهمی و.. دست به دست هم میدن و یه روایت عاشقانه بوجود میارن.
یه روایت عاشقانه از جنس عسل و...

قسمتی از رمان :

منو سمت ماشین کشوند.جیغ میزدم، براش مهم نبود. بزور من و عقب ماشین نشوند. صاف پرت شدم تو بغل تورج. بازومو محکم گرفت. خواستم ازش فاصله بگیرم که نذاشت.
با گریه به التماس افتادم: نگه دار لعنتی، بزار برم.
اخم داشت اما داد نزد!
- هیس، آروم باش!
درا همه قفل شده بود. هرچی تقلا کردم بی فایده بود تورج نمیذاشت از جام تکون بخورم. با هق هق سرمو به صندلی تکیه دادم. ضجه میزدم اما انگار براش مهم نبود خیلی ریلکس داشت سیگار دود میکرد. کاش همون موقع لیوان و سر می کشیدم از این زندگی کوفتی خلاص می شدم. اگه الان مرده بودم لازم نبود این همه حرص و جوش بخورم. لرزم گرفته بود. به راننده گفت بخاری ماشین و زیاد کنه. یه پتو مسافرتی از تو روکش صندلی طرف راننده درآورد انداخت روم! در مقابلش لال مونی گرفته بودم. توان مقاومت از کفم رفته بود. منو تو آغوشش فشرد. یه کم آروم شدم.
ماشین داخل کوچه پیچید. نگهبان در خونه رو باز کرد. بعد از پارک ماشین بلافاصله بادیگارد تورج درو براش باز کرد. دستمو گرفت و باهم از ماشین پیاده شدیم. پتو هنوز دورم بود. من و دنبال خودش کشوند و برد تو ویلا. توان ایستادن نداشتم. سرم گیج میرفت. داخل خونه که شدیم خدمتکارا یکی یکی جلوی در صف کشیدن. یکیشون کت تورج و از تنش در آورد.

نظرات
اطلاعات من را به خاطر داشته باش !
قوانین و مقررات ارسال نظر
  • شناسه اینترنتی شما در هنگام ثبت نظر ثبت می گردد.
  • جواب سوال حاصل جمع را به انگلیسی (5) وارد کنید !
  • از ارسال نظرات غیر مرتبط با موضوع مطلب خودداری کنید.
  • نظرات خود را به زبان فارسی ارسال فرمایید؛ نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • هرگونه توهین به سایرین، استفاده از الفاظ نامناسب و همچنین ارسال نظرات سیاسی و مغایر با قوانین کشور ممنوع می باشد.
  • وارد کردن فیلد ایمیل الزامی می باشد.
  • برای انتخاب عکس کاربری برای ایمیل خود در سایت گرآواتار ثبت نام کنید.