# ژانرهای محبوب

رمان سیرک سیاه | مسیحا بزرگان 0

تاریخ : ۳ تير ۱۳۹۶ - 01:33 بازدید : 2194 بار
رمان سیرک سیاه | مسیحا بزرگان

مقدمه :

کلیدش را در قفل در چرخاند. صدای تیکی شنیده شد. در سیاهی عمیق انتهای کوچه گامی بر روی زمین خیس برداشته شد. اما او متوجه اش نشد.
مه بود. انگار حتی ستاره ها هم از دیدن اتفاق پیش رویشان هراس داشتند و در آسمان قایم شده بودند. هیچکس به غیر از خودش را در کوچه ی تنگ و تاریک و خیس از نم باران ندید. اما ستاره های ترسیده ی آسمان شب می دانستند او تنها نیست.
هوا سرد بود. پس شالگردنش را روی بینی و دهانش کشید. با باز شدن در آن را هل داد. اما...
همه چیز سریع اتفاق افتاد. ابتدا دستی سرد روی شانه اش قرار گرفت و بعد فرو رفتن جسم تیزی را از پشت در قلبش احساس کرد. واژه ی درد قفسه ی سینه اش را پوشاند.
محکم زمین خورد. از نفس هایش به سرعت کاسته می شد. نگاهش روی مرد سیاهپوشی ثابت ماند که با خنجری خونین به سرعت از او دور می شد ...

خلاصه :

آماندا دومینگز (Amanda Dominguez) دختری ساده و اهل لندن و شیفته ی نقاشی است. او در طی حوادثی با مرگ مردی که مدت هاست او را دوست دارد مواجه میشود. نه فقط مرگ جسمی،بلکه مرگ عافطی را هم به چشم می بیند!و توی این مسیر آماندا تلخی و شیرینی های زندگی را می چشد...در سیرکی که راه برگشتی ندارد!سیرک سیاه!

نظرات
اطلاعات من را به خاطر داشته باش !
قوانین و مقررات ارسال نظر
  • شناسه اینترنتی شما در هنگام ثبت نظر ثبت می گردد.
  • جواب سوال حاصل جمع را به انگلیسی (5) وارد کنید !
  • از ارسال نظرات غیر مرتبط با موضوع مطلب خودداری کنید.
  • نظرات خود را به زبان فارسی ارسال فرمایید؛ نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • هرگونه توهین به سایرین، استفاده از الفاظ نامناسب و همچنین ارسال نظرات سیاسی و مغایر با قوانین کشور ممنوع می باشد.
  • وارد کردن فیلد ایمیل الزامی می باشد.
  • برای انتخاب عکس کاربری برای ایمیل خود در سایت گرآواتار ثبت نام کنید.